موقع برگشت از تهران
چند وقت پیش که داشتیم از تهران برمیگشتیم،برای نهار رفتیم رستوران و واسه رادوین هم سوپ سفارش دادیم.
رادوین اون روز خیلی آقا بود و با متانت سوپش رو خورد و واسه گارسون ها هم میخندید و دستاشو باز میکرد که بره تو بغلشون.
اینم یه عکس از اون روز
راستی،آقا رادوین وقتی غذاش تموم شد یه دفعه پیفوش گرفت و همونجا شروع کرد به زور زدن.حالا نزن کی بزن
ما هم مجبور شدیم تند تند غذامون رو بخوریم که آقا رو برسونیم دستشویی که از شانس بدمون اونجا آب گرم نداشت و ما مجبور شدیم رادوین رو کنار خیابون با آب معدنی بشوریم.
پسر شیطون ما،خیلی خوشش اومده بود و اصلا نمیذاشت که پوشکش کنیم.
اینم خاطره اولین رستوران رادوین کوچولو 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


موقع برگشت از تهران 
