رادوینرادوین، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 8 روز سن داره

فندق مامان متین

بدون عنوان

عزیزترینم، فرزندم من مادرت هستم ... من با عشق, با اختیار, با اگاهی تمام پذیرفته ام که مادرت باشم ...   تا بدانم خالقم چگونه مخلوقش را دوست میدارد هدایت میکند و  در برابر خواسته های تمام نشدنی اش لبخند میزند و در اغوشش میگیرم من یک مادرم ... هیچ کس مرا مجبور به مادری نکرد   من به اختیار مادر شدم تا بدانم معنی بی خوابی های شبانه را تا بیاموزم پنهان کردن درد را پشت همه حجم سکوتی,که گاه از خودگذشتگی نامیده میشود   تا بدانم حجم یک لبخند کودکانه ات می تواند معجزه زندگی دوباره ام باشد من نه بهشت می خواهم ... ...
17 آذر 1394

مراسم شیرخواران علی اصغر

امسال هم مثل هر سال رادی رو بردم اونجا  به نیت شفای همه جوجه کوچولوهای مریض شیر و کیک پخش کردیم . از خدا میخوام که همشون رو در پناه خودش حفظ کنه و نگهدارشون باشه  ...
17 آذر 1394

موشی و شعر جدیدش

جونک مامان متین الان درست 2 سال و 3 ماه و 29 روز از سنش میگذره و هرروز بیشتر از قبل شیرین زبونی میکنه و خودش رو واسه مامان  و بابا لوس میکنه  تازگیها یاد گرفته با اون صدای خوشگل و نازش واسه ما شعر میخونه  اینم یه شعر جدیدش: من خلبانم   در آسمانم                                 یک هواپیما   دارم میرانم  هدیه گرفتم آن را                                از عمو جانم  فرمان و دنده دارم بال پرنده دارم      &nbs...
17 آذر 1394

تولد 6 ماهگی رادوین

بخاطر اینکه من خیلی دیر شروع به ساختن وبلاگ کردم همه تاریخ ها و مطالب باهم قاطی شده. ولی دلم نمیاد که این عکس های خاطره انگیز رو اینجا نذارم تولد 6 ماهگی رادوین،بابا علی یه کیک خرید و ماهم یه جشن خودمونی سه نفره واسه عسل نازمون گرفتیم. اینم چند تا از عکسای اون روز و خرابکاریهای رادوین   ...
22 تير 1393